به نام خدا* در اين قسمت سعي خواهم نمود تا ضرب المثل ها و كناياتي را كه به زبان محلي مردم هنگويه است برايتان بياورم. اميدوارم بپسنديد. توضيحات آن نيز ذكر خواهد شد.
1- قَدِ لِشتِ تِي خَرَند دَرَزي تِه : به كنايه به كسي گفته مي شود كه كاري احمقانه انجام داده باشد كه خارج از سن او باشد. مي خواهند به او بگويند كه از تو با اين قد وسن كه داري، انجام دادن اين كار نادرست نبايد سر مي زد.
- در قديم در خَرَند كه الان محله پارك گفته مي شود يك درخت نخل (لِشت ) بسيار بلند وجود داشته كه اين كنايه يادگار آن نخل است.
2 - گَي خُسُمبَه : به كسي گفته مي شود كه بسيار تنبل باشد و از جاي خود بلند نمي شود تا به ديگران كمك كند.
3- لَنْتي شاه عباس (
لنتي ) : به كسي مي گويند كه بسيار تنبل باشد.
4- گربَه يْ نمك وَ حَروم : به كسي مي گويند كه
با اينكه به او خوبي كرده اي به تو بدي مي كند.
5- كارِِ پَرْچَلْ: به كسي مي گويند كه موقع
راه رفتن پاي ديگران را لگد كند يا وقتي دنبال چيزي مي گردد با آنكه آن چيز پيش
چشم اوست اما نمي بيند.
6-
گُنْدِ(گاتا) خُ اُشْ ناشابو: به كسي مي گويند كه كار نمي كند يا حاضر نيست به
خودش زحمت دهد.
7- تا مَهْ سه تا خَيَهْ تِه : به كسي كه سهم
بيشتري از ديگران مي خواهد ، مي گويند.
8- اَ جِنْدِ تِيْ بِئََكْ اَ مُنْدَاِشْ : به
كسي مي گويند كه شلوغ مي كند و ديگران را آزار مي دهد.
9- پَه بِرْكَهْ دومَنْ : به كنايه يعني برو بمير
10- دومَنِ
سَرَيْ مير : اشاره به قبرستان
روستاي هنگويه و مرگ و مردن دارد.
11- پِرَهْ
شَپَيْ خَيَهْ بِكَشِنْ : اين كنايه نفرين
است يعني بمير.
12- پِرَهْ
شَمْباشَمْب اُتْ وَ بِكَشِنْ : مانند
پره شپي خيه بكشن ( مورد بالا)
13- پِرَهْ
اُشْتُنْ اَتا كَشِدَه : (مانند دو مورد
بالا)
14- گَنَهْ
گيپ : اشاره به فرد كم عقل و ديوانه دارد و
گفتن به كسي به منزله توهين به او است.
15- زَنْجيل
پَرَهْ اَكِرْدَه : مانند گنه گيپ (
مورد بالا )
16- گي پِلِكْ
اَكِرْدَه : يعني فلاني نادان
و كم عقل است.
17- سنگ اَگِدِ
خُ اَزَتَهْ : مانند گي پلك
اكرده ( مورد بالا )
18- باد شَبُرْدَه : اشاره به فردي دارد كه از نظر بدني بسيار ضعيف باشد.
19- باد گَلَهْ
گِرْدو اُتْ بِبِهْ : به كسي مي گويند
كه اذيت كند.
20- چُنْ كَلَمِ
كَئْْلونه : كنايه از كسي است
كه بسيار لاغر باشد.
21- دَرَزِ
بي سايه : به كنايه به فردي
مي گويند كه قد كشيده و بزرگ باشد ولي رفتار كودكانه از وي سر بزند.
22- تُپُلِ
گي اَنداز :كنايه از يك آدم چاق بي خاصيت.
23- آو از
خُرُچَهْ بَرَ دِريَهْ يي اُش لِتِه:
24- بِچِ
بي بِسمِ الله : به كنايه به بچه
اي مي گويند كه بسيار شلوغ مي كند.
25- جَمَهْ
لَكي هَمَشْ يَكي : فرد در موردي از
اين ضرب المثل استفاده مي كند كه مي خواهد نشان دهد تفاوتي بين دو موضوع يا چيز
وجود ندارد.
26- دَنْدَه
شْ پَهنِه : به كسي مي گويند
كه پررو باشد يا كاري كرده باشد و در چشمانت نگاه كند و انكار كند يا دوباره جلو
ديگران آن كار را تكرار كند.
27- گُناه
وُ گُناه پناه بر خدا : وقتي دو نفر آدم
همراه شوند و باهم كاري غير عقلاني كنند به كار برده مي شود.
28- مُُلْ
خُشْ اَچاه اَكَْرْدِه ، مُلْ مَرْدُم شَدُرا كَرْدِه : يعني بديهاي خودش را پنهان مي كند و بدي ديگران را با بزرگنمايي
جار مي زند.
29- بُرَهْ
بُرَهْ ، كُنُتْ وَ تاك ، كُنِ مَهْ خُ تِفاكْ تِفاكْ ، كِنِ تا خُ مَگّهْ وَ تاك : وقتي كسي ديگران را در مورد عملي پند مي دهد كه خود مكررا آن عمل را
انجام مي دهد.
30- گَنَهْ
يي سَوْزِه يا سُرْخِه : وقتي مي خواهند به
كسي بگويند اين كار تو غير عقلاني است.
31- كَرِچِشْ
وَ يَكي اَكِرْدَه : همان اصطلاح چشم
به هم چشمي كردن است.
32- مَسْتُ
وُ مُخَمْبِرْ : به كنايه به كسي
مي گويند كه مغرور باشد.
33- خِرِ
رازِ بَهار : مانند مست و مخمبر
( مورد بالا )
34- اَشْكَمِ سِيَه
: به كنايه اشاره به سير كردن شكم فرد مفت خوردارد.
35- آو اَپاتَه : كنايه از فقيربودن فرد است.
36- نُن وَ نَعبِرَه اَچِدَه : كنايه از فقير بودن يا خسيس
بودن شخص است.
*هرگونه كپي برداري تنها با ذكر منبع مجاز است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 4:59 توسط abdollah
|