به نام خدا              

در اين قسمت قصد دارم تا كلمات عربي رايج در گويش مردم هنگويه را تك تك به شما معرفي كنم ومعناي فارسي آن را ذكر كنيم .

 *همچنين اين كلمه ها را بر حسب ميزان كاربرد امروزه و در معرض خطر بودن آن در سه سطح قرار دادم :

رنگ قرمز يعني اينكه كاربرد اين كلمه خيلي كم شده و به ندرت شنيده مي شود.

رنگ زرد يعني كاربردي متوسط دارد.

رنگ سبز يعني هنوز پر كاربرد است.

* توجه داشته باشيد كه اين تقسيم بندي توسط نويسنده اين بلاگ صورت گرفته و ممكن است از دقت كافي برخوردار نباشد ، هر چند تمام سعي خود رانموده ايم. پس اگر نظري داريد ، حتما نظر دهيد. ممنون ميشم.

* از ذكر كلمات عربي رايج در زبان فارسي كه در گويش مردم هنگويه است خودداري مي شود. چون اين كلمات عمومي است و اختصاص به اين منطقه ندارد.

 

1- سَلّاجَه:  به معني يخچال در گذشته كاربرد بسيار وسيع داشته است.

2- خَسّاله: به معناي ماشين لباسشويي استفاده مي شود.

3- شُوِي شُوِي : به معناي آرام آرام عمل كردن و كار را به انجام رساندن است.

4- مسمال ( بسمال) : همان بسمار عربي به معني ميخ است.

5- تفّا : همان تفّاح عربي به معني سيب است.

6 - گَوشه : همان گبشه عربي است به معني قاشق.